:: دوست داشتن ...
 
موضوع: عاشقانه

نويسنده کلبه باراني عاشق ها /علی

وقتی 15 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم ...صورتت از شرم قرمز شد و سرت رو به زیر انداختی و لبخند زدی...
وقتی که 20 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم

سرت رو روی شونه هام گذاشتی و دستم رو تو دستات گرفتی انگار از این که منو از دست بدی وحشت داشتی
وقتی که 25 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم ..

صبحانه مو آماده کردی وبرام آوردی ..پیشونیم رو بوسیدی و

گفتی بهتره عجله کنی ..داره دیرت می شه
وقتی 30 سالت شد و من بهت گفتم دوستت دارم ..بهم گفتی اگه راستی راستی دوستم داری

.بعد از کارت زود بیا خونه
وقتی 40 ساله شدی و من بهت گفتم که دوستت دارم

تو داشتی میز شام رو تمیز می کردی و گفتی .باشه عزیزم ولی الان وقت اینه که بری

تو درسها به بچه مون کمک کنی
وقتی که 50 سالت شد و من بهت گفتم که دوستت دارم تو همونجور که بافتنی می بافتی

بهم نکاه کردی و خندیدی
وقتی 60 سالت شد بهت گفتم که چقدر دوستت دارم و تو به من لبخند زدی...

وقتی که 70 ساله شدی و من بهت گفتم دوستت دارم در حالی که روی صندلی راحتیمون نشسته بودیم من نامه های عاشقانه ات رو که 50 سال پیش برای من نوشته بودی رو می خوندم و دستامون تو دست هم بود

وقتی که 80 سالت شد ..این تو بودی که گفتی که من رو دوست داری..

نتونستم چیزی بگم ..فقط اشک در چشمام جمع شد

اون روز بهترین روز زندگی من بود ..چون تو هم گفتی که منو دوست داری

به کسی که دوستش داری بگو که چقدر بهش علاقه داری

و چقدر در زندگی براش ارزش قائل هستی

چون زمانی که از دستش بدی

مهم نیست که چقدر بلند فریاد بزنی






 
:: عشق ....!!!
 
موضوع:

نويسنده کلبه باراني عاشق ها /علی

عشق گشتن توی خیابون های با کلاس نیست . . .

عشق حرف زدن های شبونه نیست . . .

عشق پیچوندن کلاس و رفتن پی هوس نیست . . .

عشق رابطه داشتن بی اساس نیست . . .

عشق یعنی اینکه با یک نفر باشی  . . .

اینو بفهم عزیز لعنتی ام . . . مابقی عشق نیس . . .




 
:: دوستت دارم...
 
موضوع: عاشقانه

نويسنده کلبه باراني عاشق ها /علی

دل عاشقم همیشه تنگ چشمای "تو"میشه...
میشه با تو خاطره ساخت....؟!
میشه دل به عشق تو باخت...؟!
نمیدونم قراره تا کجا،اما دوستت دارم!!
نمیدونم نمیدونم....چرا...؟!اما"دوستت دارم".

 

 




 
:: لعنت به زمونه ای ....
 
موضوع: عاشقانه

نويسنده کلبه باراني عاشق ها /علی
لعنت به زمونه ای که مردبودن درد داره ونامردبودن کیف!

لعنت به زمونه ای که خوبی کردن تاوان داره وبدی کردن احترام!

لعنت به زمونه ای که پاک بودن تنهایی میاره اماخیانت کردن کلاس!

 

لعنت به زمونه ای که حرف،حرف میاره،پول،پول میاره،امامحبت،خیانت میاره!

لعنت به زمونه ای که تاوقتی براشون صرف داشته باشی تودلشون جاداری!

خدایالعنت به این آدمات..........


 




 
:: یک بار دختری حین صحبت با پسری که عاشقش بود، ازش پرسید:
 
موضوع: عاشقانه

نويسنده کلبه باراني عاشق ها /علی

یک بار دختری حین صحبت با پسری که عاشقش بود، ازش پرسید:
چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟
دلیلشو نمیدونم …اما واقعا ‌دوست دارم
تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان کنی پس چطور دوستم داری؟
چطور میتونی بگی عاشقمی؟
من جدا دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت کنم
ثابت کنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی
باشه باشه!!! میگم …
چون تو خوشگلی، صدات گرم و خواستنیه، همیشه بهم اهمیت میدی،
دوست داشتنی هستی، با ملاحظه هستی، بخاطر لبخندت،
دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد
متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناکی کرد و به حالت کما رفت
پسر نامه ای رو کنارش گذاشت با این مضمون
عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا که نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟
نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم
گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت کردن هات دوست دارم اما حالا که نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم
گفتم واسه لبخندات، برای حرکاتت عاشقتم اما حالا نه میتونی بخندی نه حرکت کنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم
اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره
عشق دلیل میخواد؟ نه! معلومه که نه!!
پس من هنوز هم عاشقتم
عشق واقعی هیچوقت نمی میره
این هوس است که کمتر و کمتر میشه و از بین میره
عشق خام و ناقص میگه: من دوست دارم چون بهت نیاز دارم
ولی عشق کامل و پخته میگه: بهت نیاز دارم چون دوست دارم
“سرنوشت تعیین میکنه که چه شخصی تو زندگیت وارد بشه، اما قلب حکم می کنه که چه شخصی در قلبت بمونه .




 
:: “دوستت دارم” به 23 زبان مختلف در جهان
 
موضوع:

نويسنده کلبه باراني عاشق ها /علی

ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ..……………ﺁﯼ ﻻﻭ ﯾﻮ!……………………!I love you

ﺍﯾﺘﺎﻟﯿﺎﯾﯽ …………………ﺗﯽ ﺁﻣﻮ!..……………………!Ti amo

ﺍﺳﭙﺎﻧﯿﺎﯾﯽ .……………ﺗﻪ ﮐﻮﯾﺮﻭ !………………………!Te quiro

ﺁﻟﻤﺎﻧﯽ .…………ﺍﯾﺶ ﻟﯿﺒﻪ ﺩﯾﺶ!………………!Ich liebe dich

ﺁﻟﺒﺎﻧﯽ ..……………………ﺗﻪ ﺩﻭﻩ!….……………………!Te dua

ﺗﺮﮐﯽ .…………… ﺳﻨﯽ ﺳﻮﯾﻮﺭﻭﻡ! ..…………… !Seni seviyurom

ﭘﺮﺗﻐﺎﻟﯽ .………………… ﺍﻭ ﺗﻪ ﺁﻣﻮ! .………………… !Eu te amo

ﭼﯿﻨﯽ .………………… ﻭﻭ ﺁﯼ ﻧﯽ! ……………………… !Wo ai ni

ﭼﮑﯽ ………………… ﻣﯿﻠﻮﺟﯽ ﺗﻪ! .…………………… !Miluji te

ﺭﻭﺳﯽ ……………… ﯾﺎ ﺗﺒﯿﺎ ﻟﯿﻮﺑﻠﯿﻮ! ……………… !Ya tebya liub liu

ﮊﺍﭘﻨﯽ …………………… ﺁﯾﺸﯿﺘﺮﯾﻮ ! ……………………… Aishiteru

ﺳﻮﯾﺪﯼ ………… ﯾﺎﮒ ﺍﻟﺴﮑﺎﺭ ﺩﯼ! .……………… !Jag älskar dig

ﺻﺮﺑﺴﺘﺎﻧﯽ .……………… ﻭﻟﯿﻢ ﺗﻪ! …………………… !Volim te

ﻋﺮﺑﯽ ..………………… ﺍﻧﺎ ﺑﺤﯿﺒﮏ! .……………… !Ana Behibbek

ﻓﺎﺭﺳﯽ .…………… ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ! ..………………… !Dooset daram

ﻓﺮﺍﻧﺴﻮﯼ .……………… ﮊ ﺕ ﺁﯾﻤﻪ! .….…………………… !Je t aime

ﻓﯿﻠﯿﭙﯿﻨﯽ ..…………… ﻣﺎﻫﺎﻝ ﮐﯿﺘﺎ! ..…………………… !Mahal kita

ﮐﺮﻩ ﺍﯼ ..…………… ﺳﺎﺭﺍﻧﮓ ﻫﯿﻮ! .…………………… !Sarang heyo

ﻟﻬﺴﺘﺎﻧﯽ ……………… ﮐﻮﻫﺎﻡ ﭼﻮ! …………………… !Koham chew

ﻣﺠﺎﺭﺳﺘﺎﻧﯽ ..…………… ﺳﺮﺗﻠﮏ! ..…………………… Szeretlek

ﻭﯾﺘﻨﺎﻣﯽ .……………… ﺁﻥ ﯾﻪ ﻭ ﺍﻡ! ..…………………… !An ye u em

ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ .…………………… ﺳﻐﻪ ﭘﻮ! ……………………… !Sagha paw

ﯾﻮﮔﺴﻼﻭﯼ .…………… ﯾﺎ ﺗﻪ ﻭﻭﻟﯿﻢ! .…………………… !Ya te volim




 
:: لعنت به اون کسی که عاشقم کرد
 
موضوع: عاشقانه

نويسنده کلبه باراني عاشق ها /علی

 

لعنت به من چه ساده دل سپردم /لعنت به من اگر واسش میمردم

منو گرفت و بعد ولم کرد/ لعنت به اون کسی که عاشقم کرد

لعنت به من چه ساده دل سپردم/ لعنت به من اگر واسش میمردم

دست منو گرفت و بعد ولم کرد/ لعنت به اون کسی که عاشقم کرد

 

یکی بگه...یکی بگه که ماه من کی بوده/ مسبب گناه من کی بوده

سهم من از نگاه تو همین بود /عشق تو بدترین قسمت بهترین بود

تو دل بارون منو عاشقم کرد/ بین زمین و آسمون ولم کرد

یکی بگه چه جوری شد که این شد/ سهم تو آسمون و من زمین شد

لعنت به من چه ساده دل سپردم/ لعنت به من اگر واسش میمردم

دست منو گرفت و بعد ولم کرد/ لعنت به اون کسی که عاشقم کرد

لعنت به اون کسی که عاشقم کرد

 




 
:: ایزد منان تویی تو ....
 
موضوع:

نويسنده کلبه باراني عاشق ها /علی

ایزد منان تویی تو

خدایا ایزد منان تویی تو خدایا قادر رحمان تویی تو

تو موجودات عالم خلق کردی پدید آرنده ی کیهان تویی تو

سراسر بر جهان آفرینش محیط و صاحب فرمان تویی تو

سزاوار ثنایی و ستایش جهان دارنده و یزدان تویی تو

سریر پادشاهی در خور توست به مخلوق جهان سلطان تویی تو

بری از عیب و عار استی و از نقص شکوه و مجد و فرد و شان تویی تو

گهی عزت دهی و گاه ذلت منزه هستی و سبحان تویی تو

پناه جمله ی درماندگانی خبیر از ظاهر و پنهان تویی تو

خطاپوش و رحیمی و کریمی دل دلداده را جانان تویی تو

سمیعی و صمد فتاح و نوری ضیاء مطلق و تابان تویی تو

خلائق فانی و تو لایموتی به عالم حی و جاویدان تویی تو

عظیمی و غنی،خلاق و رزاق خدای مرسل قرآن تویی تو

علیمی و احد،جبار و قهار نشان و آیت و برهان تویی تو

تو ستار عیوب و پرده پوشی جفا و عدل را میزان تویی تو

کبیری منتقم،قدوس و خالق شکور و مالک رضوان تویی تو

دهی جان و ستانی جان ز مخلوق به دنیا اول و پایان تویی تو

تو را از جان و دل یا رب پرستیم که قطب و مظهر ایمان تویی تو

خطاکاریم خدایا بارالها امید عاصیان تنها تویی تو

 




 
:: با دل ستانش میرم ...
 
موضوع: عاشقانه

نويسنده کلبه باراني عاشق ها /علی

 

«ای کاروان آهسته ران، کآرام جانم میرود»
درد درون سینه ام، تا اند (End) رانم میرود


دنیا چه تکراری شده، گاهی تنوع لازم است
با دلستانش می روم، با دلستانم میرود


او میرود دامن کشان، عینک به سر، ابرو کمان
یک ون گرفتش ناگهان، با ون امانم میرود


باور نکن این قصه را، هرکس بگوید: عاشقم،
آماده ام تا پای جان، پایت بمانم؛ میرود

با یک خر آمد شهر ما، هرجا خر او میرود
آخر خر او مثل گاو، از نردبانم میرود


این نامسلمان بامنِ کافر چه کرده کین چنین
هر ثانیه، نام خدا روی زبانم میرود


دستان بابا خالی است، از نان و نفت و زندگی
با آبرویش زنده است، کم کم همانم میرود


سعدی تورا جان فروغ، از شوخی من در گذر
از این اراجیفی که بر، روی زبانم میرود




 
:: از زندگی از این همه تکرار خسته ام
 
موضوع: تنهايي

نويسنده کلبه باراني عاشق ها /علی

از زندگی از این همه تکرار خسته ام

از های و هوی کوچه و بازار خسته ام

دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه

امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام

دل خسته سوی خانه ، تن خسته می کشم

آوخ ... کزین حصار دل آزار خسته ام

بیزارم از خموشی تقویم روی میز

وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام

از او که گفت یار تو هستم ولی نبود

تنها و دل گرفته و بیزار و بی امید

از حال من مپرس که بسیار خسته ام...




 
:: باد ما را با خود خواهد برد...
 
موضوع: عاشقانه

نويسنده کلبه باراني عاشق ها /علی

در شب کوچک من , افسوس
باد با برگ درختان میعادی دارد
در شب کوچک من دلهرهء ویرانیست
گوش کن
وزش ظلمت را میشنوی؟
من غریبانه به این خوشبختی مینگرم
من به نومیدی خود معتادم
گوش کن
وزش ظلمت را میشنوی؟
در شب اکنون چیزی میگذرد
ماه سرخست و مشوش
و بر این بام که هر لحظه در او بیم فرو ریختن است
ابرها , همچون انبوه عزاداران
لحظهء باریدن را گوئی منتظرند
لحظه ای
و پس از آن , هیچ
پشت این پنجره شب دارد میلرزد
و زمین دارد
باز میماند از چرخش
پشت این پنجره یک نا معلوم
نگران من و تست
ای سرا پایت سبز
دستهایت را چون خاطره ای سوزان
در دستان عاشق من بگذار
ولبانت را چون حسی گرم از هستی
به نوازش لبهای عاشق من بسپار
باد ما را با خود خواهد برد
باد ما را با خود خواهد برد




 
:: شرمنده ام از روی شما بد غزلی شد...
 
موضوع: عاشقانه

نويسنده کلبه باراني عاشق ها /علی

از عشق مکن شکوه که جای گله ای نیست

بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست


من سوخته ام در تب ، آنقدر که امروز

بین من و خورشید دگر فاصله ای نیست


غمدیده ترین عابر این خاک منم من

جز بارش خون چشم مرا مشغله ای نیست


در خانه ام آواز سکوت است ، خدایا

مانند کویری که در آن قافله ای نیست

می خواستم از درد بگوییم ولی افسوس

در دسترس هیچکسی حوصله ای نیست


شرمنده ام از روی شما بد غزلی شد

هرچند از این ذهن پریشان گله ای نیست




 
:: عشق یعنی با تو آغاز سفر ،
 
موضوع: عاشقانه

نويسنده کلبه باراني عاشق ها /علی
عشق یعنی با تو آغاز سفر
 
عشق یعنی قلبی آماج خطر
عشق یعنی تو بران از خود مرا
 
عشق یعنی باز می خوانم تو را
 
عشق یعنی بگذری از آبرو
 
عشق یعنی کلبه های آرزو
 
 

 

 

راسـتــ اسـتـــ کـه صـاحـبـان ِ دلـهـای ِ حـسـاس نـمـی‌ مـیــرنــد

بـلـکـه بـی‌ هــنگـام نـاپـدیـد مـی‌شـــوند . . .
 
 
 
رفتم نشستم کنارش
ژگفتم: برای چی نمیری گلات رو بفروشی؟
گفت:بفروشم که چی؟
تا دیروز میفروختم که با پولش ابجیمو ببرم دکتر دیشب حالش بد شد و مُرد ..
بعد با گریه گفت:تو میخواستی گل بخری؟
گفتم:بخرم که چی؟
تا دیروز میخریدم برای عشقم امروز فهمیدم باید فراموشش کنم...!
اشکاشو که پاک کرد, یه گل بهم داد با مردونگی گفت: بگیر باید از نو شروع کرد تو بدون عشقت,من بدون خواهرم..
سخت ترین دو راهی :
دوراهی بین فراموش کردن و انتظار است

گاهی کامل فراموش میکنی ؛
و بعد می بینی که باید منتظر می ماندی
و گاهی آن قدر منتظر می مانی ؛
که می فهمی زودتر از اینها باید فراموش میکردی



 
:: دوست مجازی...
 
موضوع: عاشقانه

نويسنده کلبه باراني عاشق ها /علی

سمش را می گذاریم دوست مجازی
اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته
خصوصیاتش را که نمی تواند مخفی کند
وقتی دلتنگی ها و آشفتگی هایش را می نویسد
وقت می گذارد برایم، وقت می گذارم برایش

وقتی در صحبت هایم به عنوانِ دوست یاد می شود
مطمئن می شوم که حقیقیست
هرچند کنار هم نباشیم
هرچند صدای هم را هم نشنیده باشیم،
من برایش سلامتی و شادی آرزو دارم
هرکجا که باشد...




 
:: بودن و نبودنت....
 
موضوع: تنهايي

نويسنده کلبه باراني عاشق ها /علی

 

نذاری فاصله ها...

تو هجوم لحظه ها...

میون غریبه ها...

تو رو از من بگیرن...

تو خودت خوب میدنی...

توی راه زندگیم...

دلخوشم به بودنت...

پس نکنی یه کاری تا فرق نکنه...

       بودن و نبودنت....




 
:: لعنت به همه ی قانون های
 
موضوع: عاشقانه

نويسنده کلبه باراني عاشق ها /علی
 

لعنت به همه ی قانون های دنیا که در آن شکستن دل پیگرد قانونی ندارد ....!

دلی که شکستی را گچ چاره نکرد ، گل گرفتمش .

تنهایی و دلتنگیت را پیش فروش نکن ، فصلش که برسد به قیمت میخرند !

گلوی آدم را باید گاهی بتراشند تا برای دلتنگی های تازه جا باز

 شود.دلتنگی هایی که جایشان نه در دل که در گلوی آدم است.دلتنگی

 هایی که میتوانند آدم را خفه کنند .

بیچاره عروسک دلش میخواست زارزار بگرید .اما خنده را بر لبانش دوخته

 بودند !

دلم درد میکند ، انگار خام بودند خیالهایی که به خوردم داده بودی

 

 




 
:: متاسفم برات ای دل ساده ...
 
موضوع: تنهايي

نويسنده کلبه باراني عاشق ها /علی

 

کوله بار آرزوهات روی دوشت

                            تا کجا ها رفتی با پای پیاده

رفتی و به هرچی خواستی نرسیدی

                               متاسفم برات ای دل ساده

دل به هرکی دادی از سادگی دادی

                                   زندگی تو پای دلدادگی دادی

هر جا که دیدی چراغی پر فروغه

                            تا بهش رسیدی فهمیدی دروغه

عاشق و خسته وغمگین و پریشون

                         دل بی کس دلکه بی سر و سامون

دل زخمی دل تنها و تکیده

                  دل گریون من آه ای دل گریون

کوله بار آرزوها تو کی دزدید

                      دل دیونه به گریه هات کی خندید

عاشق و خسته وغمگین و پریشون

                              دل بی کس دلکه بی سر و سامون

تو رو با هول ولا تنها گذاشتن

                           اونا که لیاقت عشق و نداشتن

 

تک وتنهایی وبا پای پیاده

 

متاسفم برات ای دل ساده




 
:: وقتی امدم پیشت میخوام
 
موضوع: تنهايي

نويسنده کلبه باراني عاشق ها /علی
 

وقتی آمدم پیشت میخوام
دستم و بذارم رو چشات و در گوشت بگم
اگه گفتی من کیم؟.....تو ام با خنده بگی همونی که دلتنگش بودم
منم تو گوشت زمزمه میکنم عــــــــــــاشقتم دیونه



 
:: کافیست...!
 
موضوع: عاشقانه

نويسنده کلبه باراني عاشق ها /علی

دل خوشم با غزلی تازه همینم کافی ست

تو مرا باز رساندی به یقینم کافی ست

قانعم،بیشتر از این چه بخواهم از تو

گاه گاهی که کنارت بنشینم کافی ست

گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم

گاهی از دور تو را خوب ببینم کافی ست

آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کن

من همین قدر که گرم است زمینم کافی ست

من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه

برگی از باغچه ی شعر بچینم کافی ست

فکر کردن به تو یعنی غزلی شور انگیز

که همین شوق مرا، خوب ترینم! کافی ست ...




 
:: دانم چرا چشمان تو، اشک آتشبار دارد
 
موضوع: تنهايي

نويسنده کلبه باراني عاشق ها /علی

دانم چرا چشمان تو، اشک آتشبار دارد
دانم چرا مژگان تو، تیر دل شـکـــار دارد

باید بگویم این زمان، اسرار دل با دوسـتان
که منم بسی ناتوان، تویی شـمع رفیق من
.
.
برای چشم عاشق تو نامه پست می کنم
همیشه ان تبسمی که میل توست میکنم
غم شکستن من و تو هم تمام می شود
تو فکر راه را نکن
خودم درست می کنم
.
.
دوشینه فتادم به رهش مست و خراب
از نشه
عشق او نه از باده ناب
دانست که عاشقم ولی می پرسید
این کیست کجایست چرا خورده شراب!!!
.
.
بس که دیوار دلم کوتاه است
هر که از کوچه ی تنهایی من میگذرد
به حوای حوسی هم که شده
سرکی میکشد و می گذرد……
.
.
آنکه چشمان تو را این همه زیبا می کرد

کاش از روز ازل فکر دل ما می کرد

یا نمی داد به تو این همه زیبایی را

یا مرا در غم عشق تو شکیبا می کرد
.
.
رفتی و ندیدی که چه محشر کردم

با اشکتمام کوچه را تر کردم

وقتی که شکست بغض تنهایی من

وابستگی ام را به تو باور کردم
.
.
ما و مجنون درس عشق از یک ادیب آموختیم
او به ظاهر گشت عاشق ما به معنا سوختیم
.
.
بگذارید و بگذرید
ببینید و دل نبندید
چشم بیندازید و دل نبازید
چرا که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت!!!!!!
.
.
گاهی گمان
نمیکنی ولی میشود،
گاهی نمیشود،نمیشود که نمیشود،
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است،
گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود،
گاهی گدا گدای گدایی و بخت نیست،
گاهی تمام شهر گدای تو میشود.
.
.
خداحافظ ای نگار نازنینم
دگر شاید تو را هرگز نبینم
خداحافظ ای تمام هستی من
زعشق توست تمام مستی من
.
.
هرآنکس عاشق است از دور پیداست
لبش خشک و دوچشمش مست وشیداست
بهترین چیز نگاهیست که از حادثه ی عشق توراست .
.
.
چه سخته دلتنگ قاصدک بودن ، در جاده ای که هیچ بادی در آن نمی ورزد
.
.
یک لحظه سکوت کرد و حرفش راخورد بغضی نفس و گلوی او را آزرد
می خواست که عشق را نمایان نکند اشک آمد و باز آبرویش را برد

.
.
ای اشک دوباره در دلم درد شدی
تا دیده ی من رسیدی و سرد شدی
از کودکی ام هر آنزمان خواستمت
گفتند دگر گریه نکن مرد شدی
.
.
امروز برای من شرابی ای عشق هرچند که از پایه خرابی ای عشق
یک لحظه اگر حال خوشی می بخشی
یک عمر برای دل عذابی ای عشق
.
.
گر تو خرسند به آزار منی باش که من
به همینقدر که در یاد منی خرسندم




 
:: معنی عشق
 
موضوع: عاشقانه

نويسنده کلبه باراني عاشق ها /علی

عــــــــــــــــــــــشــــــــــــــــــــــــــــــقــــــــــــــــــــ

از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت:حرام است .

از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد .

از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان .

از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟ گفت:همپای love است .

از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهی است .

از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن می سوزد .

از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که هرگز تنها نیست .

از استاد فیزیک پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آدم ربائی هست که قلب را به سوی خود می کشد .

از استاد انشا پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها موضوعی است که می توان توصیفش کرد .

از استاد قرآن پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آیه ای است که در هیچ سوره ای وجود ندارد .

از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها توپی هست که هرگز اوت نمی شود .

از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها کلمه ای هست که ماضی و مضارع ندارد .

از استاد زیست پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها میکروبی هست که از راه چشم وارد می شود .

از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها اسیدی هست که درون قلب اثر می گذارد.




 
:: دوستت داشتم ...!؟
 
موضوع: عاشقانه

نويسنده کلبه باراني عاشق ها /علی

عاشقت بودم و ديوانه حسابم کردی

 آشنا بودم و بيگانه خطابم کردی

گفته بودم چو بيايی غم دل با تو بگويم

چه بگويم، که غم دل برود تا تو بيايی!

 




 
:: هرگز نشد بیایی پیشم
 
موضوع: عاشقانه

نويسنده کلبه باراني عاشق ها /علی

هرگز نشد بیای پیشم  بگیری دستای منو

بـدونی من عاشـقـتـم   گوش كنی حرفای منو

هرگزنشد بیای پیشم   بگیری دستای منو

بـدونی من عاشـقـتـم   ببینی اشکای منو

تو بی وفا بودی ولی  اونكه برات می مرد منم        

تا زنده ام دوست دارم اینه كلام آخرم

دلم می خواد همین یه باراشكامو پنهون نكنم

باور كنی تو رو می خوام غربتو زندونی كنم

بیا به شهر خاطرات غرق بشم توی نگات

دیوونه وار فدات بشم بمیرم من واسه نگات

اما هنوز فاصله مون دوره و دست من جداست

ترانه سكوت من تو بغض آخرم رهاست

كاشكی می شد فقط یه بار بیای بگی دوست دارم

تو چشم من نگاه كنی ببینی كه عاشقت منم




 
:: ماندم و نماندي
 
موضوع: عاشقانه

نويسنده کلبه باراني عاشق ها /علی

گفتم مي مانم تا ابد...

تا هرزمان که تو بخواهي...

گفتي مي دانم...

گفتم چشمانت را دربهترين نقطه دلم قاب کرده ام براي هميشه...

هرگوشه دلم راکه مي بينم توهم ان جايي..

گفتي مي دانم...

گفتم براي من ازتو دوست داشتني تر وجود ندارد...

بازهم گفتي مي دانم...

امروز چندمين روز است که تو رفته اي و من هيچگاه اين را نمي دانستم

که تو

براي من

به ياد من

و دوستدار من نيستي...

باز هم مي گويم:

منتظرت مي مانم شايد فقط شايد روزي برگردي




 
:: امان از بی وفایی ...
 
موضوع: عاشقانه

نويسنده کلبه باراني عاشق ها /علی

با غرور بی دلیلت منو آزار نده
به منه خسته و بی حوصله هشدار نده
بزار این سکوت سنگین به شکستن نرسه
به خودت تو بیش از این زحمت اقرار نده
به خدا من خودم رفتنیم
واسه دیگران تو شمعی
واسه من خاموش و غمگین
برای خودی تو دردی
واسه غریبه تسکین
واسه دیگران حقیقت
واسه من عین سرابی
برای همه ستاره
واسه من مثل شهابی
وقت و بی وقت لحظه ها رو به دلم زهر نکن
بیا و این دم آخر صحبت از قهر نکن

بیا و این دم آخر صحبت از قهر نکن

بخدا من خودم رفتنیم

به خدا

به خدا ...

 

 




 
:: تو رو دارم
 
موضوع: عاشقانه

نويسنده کلبه باراني عاشق ها /علی

 

تو رو دارم این

همون خوشبختیه
تو رو داشتن التیام سختیه
تو رو دارم بی نیازم از همه
چه قشنگه دست تو تو دستمه
تو رو دارم واسه من همین بسه
بی خیالم اگه دنیا قفسه
تو رو دارم دورم از دلواپسی
تو رو داشتن یعنی مرگ بیکسی
تو رو دارم ماه و تو شب نمیخوام
بی تو من به چشم دنیا نمیام
نزدیک و نزدیک تر از من به خودم
تو رو دارم در تو من معنی شدم




 
:: باران
 
موضوع: عاشقانه

نويسنده کلبه باراني عاشق ها /علی

امشب دل آسمان گرفته است                 دردلم هوای گریه است

باید که ببارد آسمان باز                              باید که روم به زیرش بگریم های های

آسمان فریاد میکند ازته دل                         گریه میکند به حال من ودل

گریه میکند به روی چشم هام                      اشک رامیشوید ازروی گونه هام

گریه ام راباگریه هاش پاک میکنه                  تانبیند که اسیر کرده دلم معشوقه

عشق من رفته ودل از من گرفته                آسمان میگریه تا دل من یک وقتی نگریه

 




 
:: عشق
 
موضوع: عاشقانه

نويسنده کلبه باراني عاشق ها /علی

زندگی پر از موجهای ارام و طوفانی است

بیائید به موجهای آرام زندگی لطافت و عشق را بفهمانیم

به آنها بگوییم که زندگی می تواند خیلی زیباتر از انچه که خود خود می کنند باشد

به موجهای طوفانی زندگی بگویید که جایی برای رقیدن ندارند

زندگی خیلی شیرین تر و قشنگتر از آن است که طوفانی درونش بر پا شود

زندگی کردن با عشق خیلی زیباست

این رو به تمام جانیان بگویید که با عشق یک زندگی را شروع کنند

وبا عشق به پایان رسانند................................(مرگ)

معشوقم را با تمام وجود بعد از خدا می پرستم

دوستش دارم

          دوستش دارم

                          دوستش دارم

                                     می پرستمش

                                                    می پرستمش

                                                                         می پرستمش

 

 



>

lovelyrain

علی

lovelyrain

http://lovelyrain.blogfa.com

کلبه بارانی عاشق ها

کلبه بارانی عاشق ها

کلبه بارانی عاشق ها

سلام به همه دوستان خوبم من علی ... هستم


امیدوارم که از مطالب وبلاگم خوشتون بیاد

من عاشق کسی نیستم به جز خدا

من این وبلاگ را واسه دل خودم و تمام

عاشقان دنیا می نویسم

مرسی که امیدین و نظر دادین

مـــــمـــــــنــــــــونــــــــــــــــم


’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’’

بگذار کافرم بخوانند
آنان که بی عشق ... مردگی می کنند
و من با صلابت و بی شک !
به دلـــــم که قدمگاه تــــــــوست
مومنم و عاشــــــق

-مرا به ذهنت نه! به دلت بسپار ...

من از گم شدن در جاهای شلوغ میترسم.

-زیباترین هنر دوست داشتن است اما زیباتر ،
هنر بی صدا دوست داشتن است
انگار پای ثانیه ها لنگ میشود وقتی

دلی

برای دلی تنگ میشود.

-از آن شبی که پریدی ز آشیانه ی من...
صدای گریه بلندست از ترانه ی من...
قرار بخش دلم یاد لحظه لحظه ی تست...
ستاره های شبم اشک دانه دانه ی من...

-اگر کسی را دوست داری، به او بگو...
زیرا قلبها معمولاً با کلماتی که
ناگفته می‌مانند،
می‌شکنند.جورج آلن

-یادمان باشد که :

همیشه ذره ای " حقیقت " پشت هر
" فقط یه شوخی بود " ،

کمی " کنجکاوی " پشت
" همین طوری پرسیدم " ،
...
قدری " احساسات " پشت
" به من چه اصلاً " ،

مقداری " خرد " پشت
" چه میدونم " ،

و اندکی " درد " پشت
" اشکال نداره " وجود داره.
عشق

کلبه بارانی عاشق ها

  • کد نمایش افراد آنلاین