ماندم و نماندي

گفتم مي مانم تا ابد...
تا هرزمان که تو بخواهي...
گفتي مي دانم...
گفتم چشمانت را دربهترين نقطه دلم قاب کرده ام براي هميشه...
هرگوشه دلم راکه مي بينم توهم ان جايي..
گفتي مي دانم...
گفتم براي من ازتو دوست داشتني تر وجود ندارد...
بازهم گفتي مي دانم...
امروز چندمين روز است که تو رفته اي و من هيچگاه اين را نمي دانستم
که تو
براي من
به ياد من
و دوستدار من نيستي...
باز هم مي گويم:
منتظرت مي مانم شايد فقط شايد روزي برگردي

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 12:37 توسط علی
سلام به همه دوستان خوبم من علی ... هستم